56
يَوْمُ الدِّينِ ثُمَّ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا يَوْمُ الدِّينِ يَوْمَ لاٰ تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلّٰهِ) (انفطار:17- 19) دلالت اين آيه شريفه، تنها اين است كه همه امور در روز جزا منحصر به خداوند است و ديگرى در آن امور هيچگونه دخالتى ندارد.
كسىكه به يكى از پيامبران و يا يكى از دانشمندان توسل مىجويد، معنايش اين نيست كه آنها، در روز جزا، با خداوند شريكاند. اگر كسى چنين اعتقادى داشته باشد، در گمراهى است.
همچنين براى نهى از توسّل در جايى ديگر به اين آيهها استدلال شده است: (لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ) (آلعمران: 128) و (قُلْ لاٰ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً) (يونس:49). اين دو آيه شريفه، تصريح دارند كه رسول خدا(ص) در امور ذات مقدّس بارى تعالى هيچگونه دخالتى ندارد و مالك سود و زيان خويش نيست، چه رسد به اينكه مالك سود و زيان ديگرى باشد؛ ولى در اين بحث، دليلى بر نهى از توسّل به وجود اقدس وى و ديگر پيامبران، اوليا و علما، وجود ندارد. خداوند به رسولاكرم(ص) مقام محمود و شفاعت داده و مردم را به طلب آن مقام و منزلت از او رهنمون گشته است. خداوند به ايشان فرموده است: «درخواست كن، به تو عطا خواهد شد و شفاعت نما، شفاعتت پذيرفته خواهد شد» 1 و در كتاب عزيزش (قرآن)، شفاعت را تنها به اذن او يا كسىكه از او خرسند باشد، محدود كرده است.
براى نهى از توسل به فرمايش رسول خدا(ص) نيز، هنگام نزول آيه شريفه: (وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ) (شعراء: 214) استدلال كردهاند كه مفهوم آن اين است: «اى فلانى، پسر يا دختر فلانى، من در مورد تو، از ناحيه خدا مالك چيزى نيستم».