55توسل به پيامبران و صالحان، و تمسّك به آيات شريفه: ( مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ ) (زمر:3)، ( فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً ) (جن:18) و ( لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لاٰ يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ ) (رعد:14) ؛ وارد نيست؛ بلكه مىتوان گفت: اين آيات ارتباطى به موضوع بحث، ندارد. براى مثال: آيه شريفه: ( مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ ) تصريح دارد كه آنان، غير خدايان را به جهت اينكه آنها را به خدا نزديك مىسازد، مىپرستيدند. مثلاً اگر كسى به عالم و دانشمندى توسل كند، او را پرستش نكرده است؛ بلكه وى را صاحب علم و دانش و داراى ارج و مقام دانسته است؛ به همين جهت او را وسيله توسّل به خدا قرار داده است.
آيه شريفه ( فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً ) نيز، همينگونه است. اين آيه شريفه نهى كرده است كه فرد ديگرى، همراه با خدا خوانده شود. گويى فرد مىگويد: يا الله و يا فلانى براى مثال اگر كسى به عالم و دانشمندى توسل كند، كسى را جز خدا نخوانده است؛ بلكه به وسيله عمل شايستهاى كه برخى از بندگان انجام دادهاند، به پيشگاه خدا توسل شده است؛ مانند سه نفرى كه صخره بر سر آنان فرو افتاده بود. آنها به وسيله اعمال شايسته خويش توسل كردند.
آيه شريفه ( وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ) نيز، به همين معناست؛ زيرا آنان كسى را خواندند كه دعوت آنها را اجابت نمىكرد و پروردگار خويش را كه دعايشان را مستجاب مىگرداند، نخواندند. بر اين اساس، كسىكه به عالم و دانشمندى توسل مىكند، جز خدا، كسى را نخوانده است. همچنين كسى را با او همراه نكرده است.
آشنايى با اين موارد، سبب مىشود كه اشكالات نهىكنندگان از توسل-كه دلائلى خارج از محل بحث مطرح مىكنند - دفع شود و چيزى پوشيده نماند؛ مانند استدلال به اين آيه شريفه: (وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا