53التوحيد» 1 مىگويد:
«شيخ عزالدين بن عبدالسلام» در زمينه توسل به خداى متعال به وسيله يكى از آفريدههايش براى بيان خواستهاى كه بنده از پروردگار دارد، مىگويد: توسل به خدا جز به وسيله پيامبر، جايز نيست و شايد عزالدين به روايتى كه «نسايى» آن را در «سنن» خود آورده و ترمذى آن را صحيح دانسته است و ابن ماجه و ديگران آن را نقل كردهاند، اشاره كرده است كه نابينايى خدمت پيامبر تشرف يافت و...
او مىگويد:
در مفهوم توسّل، دو نظريه وجود دارد:
1. توسّل همان است كه عمر بن خطاب يادآور شده، آنجا كه گفت: خدايا! هرگاه ما دچار خشكسالى مىشديم، به وسيله پيامبرمان به پيشگاهت توسل مىكرديم و ما را سيراب مىساختى، اكنون به عموى پيامبرمان توسّل مىجوييم. اين روايت در صحيح بخارى و ديگر كتب آمده است. در اين روايت، عمر گفته است كه آنان (مردم) در دوران حيات رسول خدا(ص) براى درخواست باران، به پيامبر توسل مىكردند و پس از رحلت رسول اكرم(ص) به عمويش عباس توسل جستند. توسّل آنان همان درخواست باران بود، بهگونهاى كه وى دعا كرد و مردم نيز