52است. اين معنا، داراى اشكال است، آنجا كه توسّل را به معناى دعا گرفته، (ضعف آن) به خوبى روشن است. و اگر مقصود از «يستسقى الغمام»، آمدن باران به بركت حضور پيامبر باشد، در صورتىكه تبرّك و توسّل از ديدگاه سهسوانى معناى مترادف داشته باشد، امكان دارد چنين تعبيرى صحيح باشد كه علامه «بدر العينى» در كتاب «عمدة القارى» 1 نيز بدان تصريح كرده و گفته است:
مفهوم گفته ابوطالب، در حقيقت توسّل به پيشگاه خداى عزّوجلّ به وسيله پيامبرش است؛ زيرا ابوطالب به هنگام درخواست باران توسط عبدالمطلب، شخصاً حضور داشت و پيامبر نيز با او همراه بود. بنابراين، درخواست باران توسط مردم كه (باريدن گرفت) به بركت چهره درخشان نبى اكرم(ص) عملى گشت و اگر معناى توسّل، نه دعا باشد و نه بركتِ حضور، بدين ترتيب، جمله «يستسقى الغمام بوجهه» دقيقاً توسّل به ذات مقدس پيامبر است و بايد عبارت، حمل بر ظاهرش گردد و جز با دليل، نمىتوان آن را از معنايش برگرداند و در اينجا نيز دليلى در اينخصوص وجود ندارد (پس معناى ظاهر آن ملاك است).
توسل از ديدگاه شوكانى
«علامه محمد بن على شوكانى» درباره جواز توسل به پيامبران و ديگر شايستگان، به كسانىكه توسّل را ممنوع مىدانند، پاسخ داده و اشكالات آنان را رد كرده است. وى در رساله «الدر النضيد فى اخلاص كلمة