246نقل اين روايت است. البانى، سپس با تخطئه حافظ نورالدين هيثمى، گفته است:
هيثمى از اين علت [داود بن ابوصالح]، غفلت ورزيده و در «المجمع» گفته است: «اين روايت را احمد و طبرانى در «الكبير» و «الأوسط» روايت كردهاند و در سند آن، كثير بن يزيد وجود دارد كه احمد و ديگران او را توثيق و نسايى و افراد ديگرى، وى را ضعيف دانستهاند». 1
اشتباه البانى اين است كه مزيت را غفلت مىداند؛ به اين معنا كه حافظ هيثمى هنگامىكه به دو اسناد احمد و طبرانى نگريسته، مطلب بن عبدالله بن حنطب را مؤيد داود بنابوصالح يافته است و دليلى كه سزاوار خدشه وارد ساختن بر او باشد، جز كثير بن زيد نيافته كه بيان داشته است: درباره او اختلاف است و حديثى نظير حديث او حَسن است.
بدين سان، هيثمى كه فقط سخن را متوجه كثير بن زيد نموده است، كار پسنديده انجام داده است و منشأ اشتباه البانى، آگاهى نداشتن وى بر تابع و شاهد بودن است كه بىترديد، غفلت شمرده مىشود.
بيان غفلت البانى بدينگونه است كه وى هنگامىكه پى برد طبرانى اين حديث را نقل كرده است، سزاوار بود به سرعت در جستوجوى اسناد طبرانى و دقت در آن برآيد كه شيوه حديثنگاران منتقد، همين است؛ ولى بسنده كردن البانى تنها به يك طريق براى اين حديث و سپس تضعيف نمودن آن با وجود طريق ديگر، بىترديد كارى اشتباه است. نظاير اين كار