245«مقبول است».
اگر با سختگيرى، از صحيح دانستن حاكم و موافقت ذهبى با داود بن ابوصالح روگردان شويد - چون مفهوم صحيح شمردن روايتِ راوى در حقيقت توثيق اوست - در اين اسناد، اندكى ضعف وجود دارد. اين ضعف با متابعت روايتهاى ديگرى كه نقل كردهاند برطرف مىشود. غير از داودبن ابوصالح، مطلب بنعبدالله بنحنطب نيز در روايتى كه طبرانى در «معجم الكبير» 1 و «الاوسط» 2 و ابوالحسين يحيى بن حسن در «اخبار المدينة» آوردهاند و همانگونه كه در «شفاءالسقام» 3 آمده، اين روايت را نقل كرده است. مطلب بنعبدالله بن حنطب، فردى راستگو است و تدليس انجام نمىدهد و كسى نظير او، شايستگى متابعت دارد، خواه به شنيدن از مشايخ خود، تصريح كند يا نكند. ابوايوب را درك كرده باشد يا نباشد، نهايت چيزىكه در اين اسناد مطرح است، در آن اندكى انقطاع حاصل شده است كه با متابع پيشگفته، برطرف خواهد شد و با اين متابعت، اين حديث ثابت و حَسَن شمرده مىشود.
البانى كه بايد به تضعيف اين حديث بپردازد، در اين زمينه چه بايد بكند؟ وى به روايت احمد و حاكم كه در آن داود بن ابوصالح وجود دارد، بسنده كرده و به سبب وجود او، اين حديث را تضعيف كرده است.
اين عمل، حاكى از غفلت اوست. شما پى برديد كه قرائن و شواهدى مؤيد