221است: «من گفته ابوحاتم را برگزيدم كه مىگويد: وى ضعيف است، ولى حديث او نوشته مىشود و اين گفته، منصفترين و بهترين گفتههاست».
سهسوانى متوجه نشده است كه ابوحاتم رازى سخن ديگرى نيز دارد كه از آن توثيق عطيه عوفى استفاده مىشود و در مباحث بعدى خواهد آمد.
نظر ابن شاهين
وى، عطيه عوفى را در كتاب «الثقات» 1 آورده است و او از توثيق كنندگان بهشمار مىرود. اگر گفته شود كه در جمع ضعفاء نيز او را آورده و گفته است: «احمد و يحيى او را تضعيف كردهاند»، در پاسخ بايد بگوييم:- همانگونه كه پيشتر پى برديد - احمد در جرح عطيه عوفى به روايت محمد بن سائب كلبى كه روايتى بىاعتبار است و به آن اعتنايى نمىشود، استناد كرده است. يحيى بن معين از توثيقكنندگان عطيه است. بنابراين توثيق، رجحان دارد.
نظر ابوبكر بزّار
او همانگونه كه در «التهذيب» 2 آمده است مىگويد: «همواره عطيه را از پيروان تشيع مىشمرند كه جمع زيادى از او نقل روايت كردهاند».
همانگونه كه از قواعد حديثشناسى دانسته مىشود، اين عبارتِ تعديل، معادل، صالح الحديث، مقارب الحديث و نظير آن است.
سخن بزّار با اينكه روشن است و در كتابى قابل دسترسى و مشهور مانند