21خدعه و هواى نفس، شيوه محدثين را پيش گرفته است و در جلد 1، صفحه122، آنجا كه از «عبدالله بن عمر العُمرى» سخن به ميان آورده، اين شيوه را ملاحظه مىكنيد؛ با اينكه در كتاب «صارم» در مورد همين شخص (عبدالله بن عمر العمرى) جنجالآفرينى كرده است.
اگر وضعيت كتاب «صارم المُنكى» چنين باشد، بنابراين، كتاب «شفاء السقام في زيارة خير الانام» - كه به خامه امام تقىالدين سُبكى شافعى متوفاى 756 تدوين گشته و «حافظ ذهبى» آن را ستوده است - ارزندهترين كتابى است كه در اين باب نوشته شده است. نويسنده كتاب، (مستندات) نقلى و عقلى را جمع كرده و ابواب فوقالعاده مهمى نظير توسّل، زندگى پيامبران، شفاعت و... را بر آن افزوده است. شخصيت نبى اكرم(ص) را ارج نهاده و بر او درود فرستاده است. وى با ارائه دلائلى قوى و براهين روشن، با متانت سخن گفته است. «صلاح صفدى»، شرح حال تقىالدين سُبكى را بيان داشته و كتاب «شفاء السقام» وى را ستوده است. 1
اگر سُبكى روايات غير صحيح در مورد زيارت را در كتابش آورده، با توجه به كارهاى نيكش، بخشودنى است؛ البته آنها را از باب گواه، بيان كرده است. وى در مسئله زيارت و ديگر مباحث، اقوال را به گونهاى بررسى كرده كه جايى براى تحقيق بيشتر باقى نگذاشته است. كسانىكه بر اين موارد آگاهى يابند، يقين مىكنند كه ابن عبدالهادى در كتاب «صارم» در حقّ سُبكى ستم روا داشته و به بسيارى از مباحث وى پاسخ نداده است.