190صحيح تلقى مىكند.
علت دوم: البانى بر عطية بن سعد عوفى ايراد مىگيرد. كسانىكه بر عطيه، ايراد مىگيرند، دو گروهاند:
الف) گروهى كه ايرادى مبهم وارد مىكنند و علت آن را بيان نمىنمايند؛
ب) گروهى كه علت ايراد را بيان مىكنند. اين دسته، به سه دليل، به عطيه عوفى ايراد مىگيرند:
1. تدليس (در نام مشايخ حديث)؛
2. تشيع (عطية)؛
3. بيان مطالب مخالف مشهور (منكر).
بحثى در جرح و تعديل عطيه عوفى
جرح مبهمى كه درباره عطيه وارد شده را بايد مردود دانست و بدان توجهى نكرد، هرچند ايرادهاى فراوانى باشد؛ زيرا در قواعد علوم حديث ثابت شده است كه اگر درباره راوى، جرح و تعديل وارد شده باشد و ايراد وارده، مُبهم و بدون بيانِ سبب باشد، بايد آن را مردود دانست و بدان عمل نكرد و نسبت به آن بىتوجهى نمود. در نتيجه، تعديلى كه درباره راوى وارد شده را بايد صحيح دانست كه از ديدگاه حديثنگاران، در چنين مواردى به همين شيوه عمل مىشود.
اما كسانىكه عطيه را به دليل تدليس در نام مشايخ حديث مورد خدشه قرار مىدهند - كه اكثريت نيز با آنهاست - ، به روايتى كه «محمد بن سائب