188ابنحبان، مىگويد:
آنجا كه مضمون روايت «فضيل» از روايتى ديگر شاهد داشته باشد و تأييد گردد، بدان استناد خواهد شد و جايىكه تنها خود، آن را روايت كرده باشد تا زمانى كه مضمون آن در روايتى ديگر تأييد نشود، روايت وى قابل استناد نيست.
در نتيجه، روايت فضيل جز در مواردى كه مضمون آن در روايتى ديگر شاهد نداشته باشد و تأييد نگردد، پذيرفته نمىشود.
اين گفته ابن حبان با مضمون سخنش كه مىگويد «وى مطالب قابل قبولى از راويان ثقه نقل مىكند»، در تعارض است. چون كسىكه روايات قابل قبولى، از راويان ثقه نقل مىكند و شيوه او چنين است، نيازى نيست در رواياتِ او تأمل شود تا آنچه را موافق ديگران است، پذيرفته شود و آنچه را خود، روايت كرده است، پذيرفته نشود؛ زيرا كسىكه از حديث وى، به اين دليلكه فقط او آن را نقل كرده است، روگردان شود، فردى است كه از افراد ثقه، به شيوهاى غلط نقل حديث مىكند؛ ولى اگر كسى به روشى صحيح از افراد ثقه، نقل روايت نمايد، ايجاب مىكند كه حديث وى را بپذيرد، نه اينكه در رواياتى كه تنها او نقل كرده است، تأمل كند و از پذيرش آن خوددارى نمايد. اينگونه تأمل و روگردانى از حديث افراد، از دلايلِ سختگيرى ابنحبان در خدشه كردن راويان است.
از آنچه بيان شد به خوبى مىتوان دريافت كه سخن ابنحبان درباره فضيل بن مرزوق، پذيرفتنى نيست و حديثى را كه شتابزده در اينباره آورده است، نمىتواند وى را در ادعايش يارى دهد؛ بلكه حاكى از دقت فضيل