187ثمره اين سخن نيز ثقه بودن اين شخص است و نشان مىدهد وضعيت او در نقل روايت، مانند ديگر افراد ثقه است. بدينسان، اگر راوى ثقه، از فرد ثقهاى نقل روايت كند، حديث وى پذيرفتنى است و راوى دوم، در روايتى كه از راوى غير ثقه نقل كرده است، دخالتى ندارد. اگر شخصى روايتى را دقيقاً همانگونه كه شنيده است، بيان كند، به راه و رسم افراد ثقه عمل كرده است.
سپس ابنحبان مىگويد:
از ديدگاه من، تمام روايات منكرى (خلاف مشهور) را كه فضيل بن مرزوق از عطيه نقل مىكند، به عطيه بستگى دارد و فضيل، از آنها بركنار است.
پاسخ اين است كه اگر ابن حبان از اشتباه شخصى، برائت بجويد، بايد او را از كتاب «المجروحين» خارج كند و در «الثقات» بياورد كه ابنحبان نتوانسته از اين واقعيت، راه گريزى بيابد و (فضيل) را در كتاب «ثقات» 1 خود آورده است. از ميان دو گفته وى، اين سخن بهتر و شايستهتر است؛ زيرا با گفته جمع دانشمندان همچون سفيانبن عُيينه و ابنمعين و احمد سازگار است.
ابنحبّان، توثيق خود را با اين گفته كه «فضيل، در زمره اشتباهكنندگان است» پى مىگيرد و در كتب «الثقات» و «المجروحين»، مطلبى را كه دليل بر اشتباه فضيل باشد، بيان نكرده است كه در مباحث بعدى بدان خواهيم پرداخت.