151نمىكند شبيب دست به چنين كارى زده، يا به آن، نزديك شده يا دچار اختلال حواس گرديده باشد يا وَهْم و خيال وى به اين پايه از پَستى برسد؛ البته اگر چنين وَهْمى درباره او (كه تصور نمىكنم) صحيح باشد.
اگر امكان جمع و يا ترجيح بين روايات بر اساس قواعد حديث نگاران، وجود داشته باشد، حواسپرتى فرد، زيانى به آن نمىرساند.
آنچه بيان شد در صورتى است كه اختلاف، يا تصوّر وجود اختلاف حاصل باشد؛ اما در اينجا، هيچگونه اختلافى مگر در اذهان كسانىكه بدون دليل سخن مىگويند، وجود ندارد.
در نتيجه، براساس آنچه بيان شد، بخش اضافهاى كه به نقل يكى از صحابه، درباره سرگذشت آمدن آن مرد نزد عثمان بن عفان بيان شده است، صحيح است. به همين دليل، حفّاظى نظير طبرانى و حاكم و هيثمى، اين بخش را صحيح مىداند.
ابن ابوخيثمه در تاريخ خود، همانگونه كه در كتاب «قاعدة فى التوسّل» 1ابنتيميه آمده است، مىگويد:
مسلم بن ابراهيم، از حماد بن سلمه، از ابوجعفر خطمى، از عمارة بن خزيمه، از عثمان بن حنيف روايت كرده است كه مردى نابينا خدمت رسول اكرم(ص) مشرف شد و عرضه داشت: «بينايى خود را از دست دادهام، به پيشگاه خدا دعا فرما به من شفا دهد». رسول خدا (ص) فرمود: «برو وضو بگير و دو ركعت نماز بگزار و آنگاه بگو:
اللّهمّ إنّي أسألُكَ و أتوجّهُ إليك بِنَبيّي محمّدٍ نَبيّ الرَّحمة يا مُحمّدُ إنّي