150بنابراين، مجلسى كه در اينجا متحد و يكى باشد، كجاست؟
به فرض كه طريق نقل روايت يكى باشد، به آنچه پيشتر بيان شد، زيانى نمىرسد. عدهاى از بزرگان اهل حديث از جمله خطيب بغدادى، پذيرش اضافه راوى مورد اعتماد را در صورتىكه منافى با موضوع روايت نباشد، واجب مىدانند. نَوَوى نيز روش خطيب را برگزيده و در كتابهايش از او حمايت كرده است.
2. امام احمد بن حنبل مىگويد: «اگر در حديث، سرگذشتى وجود داشته باشد، دليل بر اين است كه راوى حديث، آن سرگذشت را از حفظ دارد.» اين جمله را حافظ در مقدمه «الفتح» 1» از او نقل كرده است كه خود، دليل بر روشن بودن ديدگاه امام احمد است.
بدون بحث و جدل، حقيقت اين است كه شبيب، فردى مورد اعتماد است و حديث او صحيح است، همانگونه كه بزرگان اهل حديث چنين عمل كردهاند. اگر در اين زمينه البانى سختگيرى و ستيزهجويى نشان دهد، رتبه اين فرد (شبيب) از راويانى كه بزرگان اهل حديث، روايات آنها را حَسَن مىشمرند، كمتر نخواهد بود.
اگر شبيب به وَهْم و خيال افتاده بود و چنين مخالفتى از او سر زده بود و سرگذشتى را كه در زمان عثمان بن عفّان رخ داده بود، نقل مىكرد، به رتبه راويان ضعيف و متروكى كه به گفته آنان استناد نمىشود يا جاعلانى كه به حديث آنها اعتنايى نمىشود، سقوط مىكرد؛ با اينكه هيچ كسى تصور