141وى، نه شرطى را مطرح كرده نه به صراحت، مطلبى را گفته و نه به موضوع خاصى اشاره كرده است. سخنش نيز مفهوم ندارد. من دوست دارم روشن شود، صاحب كشف المتوارى اين درك و فهم را كه كسى به آن حسودىاش نمىشود از كجا آورده است؟ آرى، توجه به ناسزاگويى و دشنام، او را از درك و فهم، باز داشته است.
از امور شگفتآور در اضطراب و حذف در عبارات اين است كه البانى كوشيده است تا با عبارت على بن مدينى، بر ضعف جنبه حفظِ شبيب بن سعيد، استناد جويد. ازاينرو، در كتاب «توسل» 1 اظهار داشته است كه علىبن مدينى گفته است: «(شبيب) در امر تجارت و بازرگانى، به مصر آمد و شد داشته است...» و البانى مهمترين كلمه از سخنان ابن مدينى را كه در آغازِ عبارت وى آمده است، يعنى كلمه «ثقه» را حذف و عبارتِ «ثقة كان يختلف» را «... كان يختلف» ذكر كرده است و اينگونه امانت علمى را رعايت نموده است!
در حقيقت، البانى از هدف، بسيار فاصله گرفته است و شيوهاى بيگانه را كه كسى پيش از او مطرح نكرده، پيموده است. سخن حُفاظى كه شبيب را توثيق كرده است، ناديده گرفته است و آن را از جمع مورد اعتمادى كه احاديثشان جز موارد شگفتى كه در سفرهاى آنان به وجود مىآيد، باز گرفته و به دامن جمعى ضعيف منتقل ساخته كه احاديثشان جز با شرطهايى پذيرفته نمىشود. به همين دليل، براى پذيرش حديث شبيب بن