132هرگاه قحطى و خشكسالى مىشد، عمر بن خطاب براى درخواست باران، به عباس بن عبدالمطلب توسل مىجست و مىگفت: خدايا! پيشتر [يعنى در زمان حيات رسول خدا] به پيامبرت توسل مىكرديم. و برايمان باران مىفرستادى، اينك در پيشگاهت به عموى پيامبرمان توسل مىجوييم، ما را سيراب گردان. راوى مىگويد: در پى آن، مردم از باران، سيراب مىگشتند. 1
اين روايت، در توسل به افراد صالح و شايسته صراحت دارد، به ويژه اگر از خاندان پيامبر اكرم(ص) باشند.
حافظ عسقلانى در «فتح البارى» مىگويد: «از سرگذشت عباس عموى پيامبر، استحباب شفاعتخواهى از انسانهاى نيك سرشت، شايسته و اهل بيت پيامبر استفاده مىشود». 2
به دليل عموم ادله، در اين روايت، مطلبىكه توسل به رسول خدا (ص) را پس از رحلت، حرام بداند، وجود ندارد. نهايت مطلبى كه در آن به چشم مىخورد، جواز تركِ توسل به آن حضرت است و بين جواز توسل و غير آن، تفاوت است. با اينكه عمر بن خطاب مىخواست با توسل به عباس، در خصوص ارج و احترام به عباس، از پيامبر پيروى كرده باشد، در صورتىكه ميان صحابه افرادى با فضيلتتر از عباس نيز وجود داشتند.