102اگر گفته شود كه ابنتيميه در كتاب «الردّ على العلامة الأخنايى» 1 گفته است: «آنجا كه رسول خدا(ص) فرمودهاند: «
فزوروا القبور » لازمه فرمان به مطلق زيارتِ مستحب و مباح، سفر نمودن به قصد زيارت، نيست، چه مستحب باشد چه مباح»، پاسخ اين است كه حديث مزبور عام است و چيزى آن را تخصيص نمىزند و در جاى خود ثابت شده است كه هرگاه فرمانى ثابت شد، لوازم آن نيز ثابت مىگردد. ازاينرو، هرگاه زيارت به انتقال سفرى تعلق گيرد، روايتى كه از اين سفر جلوگيرى نمايد، وجود ندارد. از سويى، به هنگام اختلاف (روايات)، مرجع (حل اختلاف)، شرع مقدس است. خداى متعال فرموده است:
(فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذٰلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً) (نساء: 59)
و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنان داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد، اين (كار) براى شما بهتر و عاقبت و پايانش نيكوتر است.
شارع مقدس، سفر را زيارت ناميده است و اين نصّى است كه قابل توجيه نيست. مسلم، در صحيح اينگونه روايت كرده است:
مردى براى ديدار و زيارت برادر خويش رهسپار روستايى شد، خداوند فرشتهاى را به مسير او فرستاد، وقتى فرشته نزد او آمد، از وى پرسيد: «قصد كجا دارى؟» گفت: «مىخواهم به ديدار برادرم در آن روستا بروم». فرشته به او گفت: «آيا احسان و نعمتى نزد او دارى كه قصد دارى آن را فزونى بخشى؟» گفت: «خير، فقط او را به خاطر