109
فى شرح المهذب «المجموع» 1، و فى الأذكار 2، و هو مذهب الشافعية و غيرهم من الأئمة المرضيّين المجمع على جلالتهم و ثقتهم... . 3
پس توسل و استغاثه و درخواست شفاعت از بزرگِ مردمان، پيامبر ما محمّد (ص) ، چراغ تاريكىها، از امور مستحب و مؤكّد است، خصوصاً در گرفتارىها. و اين روش علماى عامل و اولياى عابد و بزرگان محدث و امامان سلف است آنگونه كه بنابر نقل صاحب «فيض القدير» از سبكى نقل شده كه گفت: و حُسن دارد توسل و استغاثه و درخواست شفاعت از پيامبر (ص) نزد خداوند، و هيچ يك از متقدمين و متأخرين اين مطلب را انكار نكردهاند... حتى اينكه بزرگان حنابله در تصنيفات فقهى خود بر استحباب توسل به آقاى ما رسول خدا (ص) تصريح كرده و آن را از امام احمد نقل كردهاند كه او نيز مستحب مىدانسته است آنگونه كه در كتاب (الانصاف فيما ترجح من الخلاف) و ديگر كتابها آمده است. و ابن كثير در كتاب (البداية و النهاية) نقل كرده كه ابنتيميه اخيراً در مجلسى كه علماى عامل، ربّانى، مجاهد تشكيل دادند به جواز توسل اقرار كرده گرچه بر انكار استغاثه اصرار نموده است، با اينكه در رسالهاى جداگانه قائل به جواز استغاثه به پيامبر (ص) شده در امورى كه مقدور مخلوق است.
و امام حافظ نووى بر استحباب توسل و استغاثه و درخواست شفاعت در مصنفاتش همانند (حاشيه الايضاح على المناسك) و