66
پاسخ
در اين چند سطر ادعاهاى بسيارى شده است كه بحثى طولانى مىطلبد، اما براى موارد ذكر شده به پاسخ كوتاه بسنده مىكنيم.
ادعاى نخست: «على[(ع)] آنگاه كه زمام امور خلافت را بهدست گرفت، با خلفاى پيش از خود اظهار مخالفت نكرد».
1. اگر منظور از اظهار مخالفت اين است كه على(ع) در منابر و مجالس به آنها هتاكى كند، شخصيت آن حضرت برتر از اين تصورات بود. رفتار على بن ابىطالب(ع) در برابر دشمن، برخلاف شيوه آدمهاى معمولى است؛ به گونهاى كه پس از آنكه معاويه دستور داد به على(ع) ناسزا بگويند، وقتى ياران حضرت خواستند مقابله به مثل كنند و به معاويه ناسزا بگويند، على(ع) فرمود: هر چند معاويه شايسته اين سخنان است، براى شما كه پيرو على هستيد، اين سخنان پسنديده نيست.
على(ع) در مورد پرهيز از مقابله به مثل مىفرمايد:
لقد امرُّ عَلَى اللَّئيمِ يَسبّنُي
فَمضيتُ عَنهُ وَقُلتُ لا يَعنيني 1
گاهى از كنار انسان پستى رد مىشوم به من ناسزا مىگويد همين كه از او عبور مىكنم به خودم مىگويم با من نبود.
اگر اين رفتار بزرگوارانه على(ع) را نشان حقانيت آنها و موافقت على(ع) با آنها تصور مىكنيد، بر باطل مىرويد؛ زيرا خطبه سوم نهجالبلاغه گواه صريح مخالفت على(ع) با آنهاست.
اما اگر منظور از مخالفت با ابوبكر و عمر و عثمان اين است كه على(ع) روش و بدعتهايى را كنار بگذارد، كه آنها پس از رسول خدا(ص) به وجود آوردند، به يقين على(ع) چنين مخالفتى داشته است؛ براى نمونه: