339
181. معيار و ضابطه قبول روايات
از ديدگاه شيعه، گناه برخى اصحاب اين است كه از ولايت على[(ع)] منحرف شدند و خلافت را به او نسپردند. بنابراين، از ديدگاه شيعه، عادل و درستكار نيستند.
پرسش اين است كه چرا شيعيان در مورد فرقههاى ديگر شيعه مانند فطحيه و واقفيه كه امامت بعضى از ائمه را قبول ندارند، چنين نمىگويند، بلكه از افراد اين فرقهها روايت نقل مىكنند و آنها را عادل مىدانند! دليل اين تناقض چيست؟
پاسخ
شيعيان دوازده امامى ساير فرقههاى شيعه را گمراه مىداند، اما از بعضى از آنها كه با شرايطى كه مورد اعتماد هستند روايت نقل مىكند (البته با روشهاى سختگيرانهتر) و رواياتشان را مىپذيرد، اما اين روش شيعه در مورد اين فرقه با عقيدهاى كه نسبت به بعضى صحابه رسولخدا(ص) دارد، تناقضى ندارد؛ زيرا اين فرقهها برخلاف دستور رسول خدا(ص) درِ خانه فاطمه(عليها السلام) را آتش نزدند، شمشير بر گردن على(ع) نگذاشتند، به على و فاطمه(عليهما السلام) اهانت نكردند، فاطمه(عليها السلام) و على(ع) از دست آنها به خدا شكايت نكردند، حق على و فاطمه(عليهما السلام) را غصب نكردند و... . از اينرو، رواياتى كه آنان پيش از انحراف نقل كردند، مورد پذيرش است اگر ساير راويان مورد اعتماد باشند. پس اين فرقهها با بعضى اصحاب تفاوت بسيارى دارند.
182. تعارض نداشتن تقيه با عصمت
شيعيان به اتفاق مىگويند: ائمه تقيه مىكردند؛ و تقيه يعنى اينكه امام چيزى غير از