77
رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الإِيمَانِ بِاللهِ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ وَ اصْطِنَاعُ الْخَيْرِ إِلَى كُلِّ بَرٍّ وَ فَاجِرٍ. 1
اساس خردمندى و فرزانگى بعد از ايمان به خداوند، دوستى با مردم و خيررسانى به هر خوب و بد است.
مولا على عليه السلام مىفرمايد:
«رَأْسُ الإِيمَانِ الإِحْسَانُ إِلَى النَّاسِ» 2؛ «قله ايمان و ديندارى، خير و نيكى به مردم است».
مولا على عليه السلام احسان و خدمتگزارى را دامنگستر مىشمرد و دايره خدمتگزارى را به هيچ چيز محدود نمىدانست و مىفرمود:
«أُبْذُلْ مَعْرُوفَكَ لِلنَّاسِ كَافَّةً» 3؛ «خدمتگزارى و نيكوكارىات را نثار همگان كن».
امام حسين عليه السلام نيز مىفرمود:
تَكُونُ الصَّنِيعَةُ مِثْلَ وَابِلِ الْمَطَرِ تُصِيبُ الْبَرَّ وَ الْفَاجِرَ. 4
كار نيك و خدمت، همچون بارانى است پر بارش كه خوبان و بدان را برخوردار مىسازد.
3. شتاب در خدمترسانى
شايسته است هر كار پسنديده، همراه با سرعت و دقت انجام شود؛ چنانكه خداى متعال نيز به همه خدمتگزاران فرموده است: فَاسْتَبِقُوا