135حروف، همگى از سوى پيامبر(ص) است. بر ايناساس، هركس سورهاى را مقدم يا مؤخر كند، در حقيقت نظم قرآن را به هم ريخته است.
كرمانى مىگويد:
ترتيب سورهها نيز از ناحيه خدا در لوح محفوظ به همين ترتيب بوده است، و رسول خدا(ص) هرچه از قرآن طى هر سال نزدش جمع مىشد، بر جبرئيل عرضه مىكرد و در سالى كه از دنيا رفت آن را دو بار بر جبرئيل عرضه كرد.
بيهقى در «المدخل» مىگويد: «سورهها و آيات قرآن در دوران پيامبر(ص)، به همين ترتيب بوده است». 1
حاصل مطلب اين است كه مسئله ترتيب سورهها، اختلافى است؛ هرچند تعبير به «الكتاب»، در نظم و ترتيب همهجانبه و نيز تقسيم سورهها به اقسام چهارگانه سورههاى طولانى، مئين، مثانى و مفصل در عصر رسول خدا(ص) ظهور دارد. برخى امور ديگر نيز، مانند تعبير از سوره نخست به «فاتحة الكتاب»، چهبسا مؤيد توقيفىبودن ترتيب سورهها از ناحيه رسول خدا(ص)، و به فرمان جبرئيل باشد.
در ترتيب آيات، مشهور بين بزرگان مكتب اهلبيت( عليهم السلام ) توقيفىبودن آنهاست و بيشتر دانشمندان اهلسنت نيز همين نظريه را اختيار كردهاند.
سيوطى مىگويد: «اجماع و روايات مترادف، حاكى از توقيفىبودن ترتيب آيات است». البته اجماع را بسيارى، مانند زركشى در «البرهان» و ابوجعفربنزبير در «المناسبات» نقل كردهاند و عبارتش اين است: «ترتيب