78عجيب بودن سخن تفتازانى در اين است كه هيچ مبناى عقلى يا نقلى براى اثبات ديدگاه خود (ضرورى نبودن عصمت امام) ندارد، بلكه با نگريستن در ويژگى امامان مورد نظر خود! مى خواهد براى منصب امامت شرايط بسازد!
در مقابل، به نظر شيعه اماميه، كسى كه پس از رسول گرامى اسلام(ص)، رهبرى و هدايت جامعه اسلامى را بر عهده مىگيرد، بايد داراى عصمت باشد. 1 اختيار چنين ديدگاهى درباره امامت به نگاهى بر مى گردد كه شيعه در زمينه حقيقت امامت به آن معتقد است.
به نظر شيعه، مقام امامت در رهبرى اجتماعى - سياسى جامعه منحصر نمىشود، بلكه در ادامه نبوت است. چنين تصويرى از مسئله امامت، امام را در كنار پيامبر قرار مىدهد و دلايل عصمت پيامبر را به لزوم عصمت در امام نيز مىكشاند، با اين تفاوت كه درباره امام بايد به جاى دريافت و ابلاغ وحى، از تبيين وحى سخن گفت. از اينجاست كه به اعتقاد انديشمندان شيعى، در حريم امامت، نبايد نه جهل و فراموشى و نه گناه و نافرمانى راه يابد. اين متفكران، براى اثبات لزوم عصمت امام، به دلايل عقلى و نقلى گوناگونى استدلال مى كنند. در ميان آثار كلامى، كتاب «ألفَين» نوشته علامه حلّى، كتابى است كه در آن 1038 دليل براى اثبات عصمت امام بيان شده است. 2