433. دخالت شارع مقدّس و تعيين شخصى كه پس از پيامبر(ص)، پرچم دعوت اسلامى را بر پا دارد و خلأ وجود آن حضرت را در امور مورد نظر پُر كند.
از ميان راههاى ياد شده، راه اول با هدف بعثت ناسازگار است؛ زيرا هدف از بعثت پيامبر(ص)، پرورش و آموزش مردم بود تا از اين طريق، مردم بتوانند سعادت و كمال ابدى را كسب كنند. اگر قرار بود با رحلت آن حضرت، مسئله هدايت پايان پذيرد و مردم به حال خود رها شوند، غرض خداوند از فرستادن پيامبر(ص) نقض مى شد. درحالىكه يكى از صفات خداوند، صفت «حكمت» است و «حكيم» كسى است كه كار لغو و بيهوده انجام نمى دهد.
درباره راه دوم، تاريخ گواه آن است كه چنين بلوغى براى مردم به وجود نيامده بود. اختلاف زياد درباره تفسير آيات، چه در آيات مربوط به احكام شرعى، مانند وضو و... و چه در آيات مربوط به مسائل اعتقادى، مانند صفات خدا، جبر و اختيار، و...، اين مطلب را تأييد مىكند.
بنابراين، تنها راه معقول و مقبول، راه سوم است. كسى كه اين راه را نپذيرد بايد به پرسشهاى زير پاسخ دهد:
آيا پيامبر قرآن را كه كتاب قانون است و بايد در عرصه ها و زمانهاى مختلف راهگشا باشد، بهطور كامل تفسير و توضيح داده بود و آيا پيامبر(ص) چنين فرصتى را پيدا كرده بود؟ آيا مسلمانان آن زمان، ظرفيت لازم را براى پذيرش تفسير آيات داشتند؟ اگر پيامبر آيات الهى را بهطور كامل تفسير كرده بود، چرا از همان ابتدا درباره مسائل مورد بحث ما، در
قرآن اختلاف نظر پيدا شد؟ و ...