162تبيين امام، آموزه اى باشد براى هشام تا با آن پاسخ پرسشگران را بدهد همانگونه كه پاسخ حسين أشقر را داد.
روايت دوم
محمد بن ابيعمير مى گويد:
در مدتى كه همدم هشام بن حكم بودم سخنى سودمندتر از اين سخن نشنيدم كه درباره عصمت امام گفت. روزى از او پرسيدم: «آيا امام معصوم است؟» گفت: «بلى». گفتم: «حقيقت چيست؟ با چه چيزى مىتوان عصمت را شناخت؟» پاسخ داد: «منشأ تمامى گناهان چهار چيز است و منشأ پنجمى ندارد: حرص، حسد، خشم و خواهشهاى نفسانى كه هيچيك از اينها در امام وجود ندارد. شايسته نيست كه امام بر مال دنيا حريص باشد؛ زيرا منشأ حرص تهيدستى است و حال آنكه همه عالم در اختيار اوست و او خزانهدار مسلمانان است. پس به چه دليل حرص بورزد؟ امام حسود نيست؛ زيرا انسان به كسى حسادت مىكند كه مقامى بالاتر از او داشته باشد و مقامى بالاتر از امامت نيست. پس چگونه به كسانى كه پايينتر از اويند، حسادت كند؟ سزاوار نيست كه امام براى امور دنيوى خشمگين شود، مگر اينكه خشمش براى خداوند باشد؛ چون خداوند او را موظف كرده است كه حدود او را اجرا كند و نكوهش هيچ ملامتگرى، او را از انجام دادن وظيفهاش باز ندارد و بر خلاف دستورهاى دينى با كسى مهربانى نكند تا حدود الهى را اجرا كند. شايسته نيست كه
امام از هواى نفس خويش پيروى كند و دنيا را بر آخرت ترجيح دهد؛ زيرا خداوند دوستى آخرت را در دل او قرار داده است، همانطورى كه