161روايت روشن خواهد شد كه وى به سبب بهرهمندى از مكتب امام صادق(ع) از مدافعان اين عقيده است نه از مطرح كنندگان آن. اين دو روايت را در اينجا بيان مىكنيم:
روايت اول
«حسين أشقر» مى گويد:
به هشام بن حكم گفتم: «اين گفته شما كه «فقط معصوم مىتواند امام باشد» به چه معناست؟» هشام در پاسخ گفت كه اين مطلب را از امامصادق(ع) پرسيدم و ايشان فرمود: «معصوم كسى است كه به يارى و توفيق خدا از انجام دادن اعمالى كه خداوند منع كرده است، خوددارى مىكند و خداوند تبارك و تعالى فرمود: «و هر كس به خدا تمسّك جويد، به راهى راست هدايت شده است». 1
چنانكه ازاينروايت برمى آيد هشام بن حكم پاسخ حسين أشقر را مستند مىكند به پاسخى كه امام به او داده است. اگر هشام بن حكم، بنيانگذار اين عقيده باشد لازم نيست آن را از امام بپرسد. افزون بر اين، مضمون روايت به گونه اى است كه نشان مى دهد عصمت قبل از آن، چنان مطرح بوده است كه حسين أشقر نيز از آن خبر دارد. ولى گويا از معنا و حدود و ثغور آن چندان اطلاع ندارد؛ زيرا پيش از اين زمان، در كلمات پيامبر(ص) و امامان قبلى واژه عصمت درباره امام به كار رفته بود.
در واقع، هشام كه متكلم است مى خواهد ابهامى را كه براى او درباره عصمت امام مطرح است بازگو كند تا امام صادق(ع) آن را تبيين كند و