128جبرى همواره جلوگير او از گناه باشد، گناه نكردن او برايش كمالى شمرده نمىشود؛ زيرا او مانند انسانى است كه در يك زندان حبس شده است و قادر به خلافكارى نيست. نمىتوان خلاف نكردن چنين انسانى را به حساب درستى و امانت او گذاشت. 1
افزون بر اين، اگر عصمت امرى جبرى باشد، معقول نيست كه خداوند حكيم، انسان معصوم را مخاطب قرار دهد و او را از برخى امور نهى كند؛ زيرا از يكسو، همه انسانها مخاطب خداوند بوده و مكلف شده اند و از سوى ديگر، فرض بر اين است كه انسان معصوم به صورت جبرى، گناه نمى كند. در چنين حالتى، نهى كردن او چه معنايى دارد؟!
قرآن كريم، منحرف نشدن پيامبران را، امرى اختيارى مى داند. براى نمونه به دو آيه زير توجه كنيم:
خداوند مىفرمايد:
( وَ اجْتَبَيْنٰاهُمْ وَ هَدَيْنٰاهُمْ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ * ذٰلِكَ هُدَى اللّٰهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ ) (انعام: 87 و 88)
و آنان را برگزيديم و به راه راست هدايت كرديم اين هدايت خداست كه هر كس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايى مىكند و اگر مشرك شوند، آنچه از اعمال نيك انجام دادهاند نابود مىگردد [و نتيجهاى از آن نمىگيرند].
با توجه به اين آيه، اگر امكان شرك و خروج از توحيد براى آنها امكان نداشت، بيان كردن آن از سوى خداوند حكيم كاملاً بى معنا بود.