144
ما رفع يده عن صدري حتّى ما من خلق الله شيء احبّ إليّ منه. 1
همانا فضالة بن عمير ليثى مىخواست كه پيامبر(ص) را در حال طواف دور خانه خدا در سال فتح مكه به قتل برساند، و چون نزديك پيامبر(ص) رسيد حضرت به او فرمود: آيا تو فضالهاى؟ گفت: آرى، فضالهام اى رسول خدا! حضرت فرمود: چه در نفست مىگذرد؟ گفت: چيزى نيست، مشغول ذكر خدا بودم. پيامبر(ص) خنديد و سپس فرمود: نزد خدا استغفار كن. آنگاه دستش را بر سينه فضاله گذاشت و دلش آرام گرفت. و فضاله مىگفت: به خدا سوگند! دستش را از سينهام برنداشت تا آنكه او را محبوبترين خلق يافتم.
قرآن كريم در مورد يكى از معجزات و تصرفات تكوينى حضرت محمّد(ص) مىفرمايد:
اِقْتَرَبَتِ السّٰاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ * وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ (قمر: 1 و 2)
نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه و هرگاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند: سحرى دائمى است.
بسيارى از مفسّران در بيان شأن نزول آيات فوق آوردهاند: روزى مشركان به پيامبر(ص) گفتند: «اگر در ادعاى خود راستگويى، ماه را براى ما دو نيم كن». رسولخدا(ص) فرمود: «آيا اگر اين كار را انجام دهم، ايمان مىآوريد؟» گفتند: «آرى». پيامبر(ص) از خدا درخواست كرد تا