145خواستهشان را به او عطا كند. سپس ماه به دو نيم شد. 1
حقّ اين است كه معجزه فعل ولى خدا است كه به اذن و مشيّت خداوند انجام مىگيرد.
بنابراين، مقصود از اِنْشَقَّ الْقَمَرُ در آيه نخست، معجزه و تصرف تكوينى پيامبر(ص) در انشقاق (دو نيم شدن) ماه است. شايد چنين پنداريم كه انشقاق ماه در اين آيات، به دو نيم شدن آن در روز رستاخيز اشاره دارد، ولى قراينى وجود دارد كه برداشت اوّل را تأييد مىكند:
الف) عبارت وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا حاكى از آن است كه در اينجا مقصود از آيه، آيات قرآنى نيست، بلكه مقصود از آن معجزه است، زيرا قرآن از معجزات پيامبران با الفاظى، همچون: «آيه» و «بيّنه» ياد مىكند. مناسب بود كه در شكل اول، به جاى فعل ديدن «يروا» از افعالى، همچون: شنيدن يا نزول استفاده شود؛ مثلاً گفته مىشد: «وان سمعوا» يا «وان نزلت آية» ؛ بنابراين، مقصود از آيه، اعجاز پيامبر(ص) و انشقاق ماه است.
ب) عبارت وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ نيز، قرينهاى بر اين معناست كه سخن در اين آيات راجع به معجزه پيامبر(ص) است، نه انشقاق ماه در رستاخيز، زيرا در روز قيامت كه پهنه ظهور تمام حقايق است كسى سخن باطلى بر زبان نمىراند، در حالى كه سحر خواندن آيات الهى سخن باطلى است.
حاصل آنكه با توجه به قراين ياد شده از يك سو و شأن نزول آيات