260سرايى، منزل كرديم. امر نان اينجا خيلى سخت بود. اولاً كه گير نمىآمد. ثانياً نهايت گرانى و بدى داشت؛ اما هندوانه ارزانى داشت. ده بيست دانه آن را از كوچك و بزرگ ميرزا رضا خريده بود به نيم قران كه هر دانه يك شاهى به آن افتاده بود.
روز چهارشنبه، هيجدهم [جمادى الاولى] يك و نيم به صبح، از دولت آباد حركت كرديم. پنج فرسخ راه آمده، رسيديم به پرى. در راه، آبادى زياد از دو طرف ديده مىشد، به خصوص قريب دو فرسخ به زنگنه و پرى مانده، آبادىها و باغها و مزارع متصل به هم بود. بعضى بالاى كوه و بعضى در دامنه كوه. خيلى باصفا بود. پرى از قرار مذكور آبادتر از زنگنه است. حمام خوبى گفتند دارد؛ اما غالب چيزها يا پيدا نمىشود يا گران است. نانش اگر دست آيد يك من شاه چهار هزار است. و اين آبادى سر ملاير است و حاكم آنها مؤيدالدوله است كه حاكم اصل سلطانآباد است، و برادرش مشكوت الدوله حاكم بروجرد است. منزل ما در خانه شخصى مسمّى به نايب محمدرضا در اطاق محقر زمستانهاى است.
باغهاى خوبى دارد. اهل نامهربانى دارد. هلو و شليل هميشه اينجا فراوان و ارزان بود. حالا بسيار كم است و خيلى گران. هندوانه و انگورش بد نيست. فراوان است.
روز پنجشنبه، نوزدهم [جمادى الاولى] تخميناً دو كمتر به صبح مانده از پرى بار كرديم براى حصار. پنج يا چهار فرسخ راه آمديم. پيش از ظهر رسيديم. در بالاخانه على حاجى مولا كه پاى جوب آب خوبى واقع است، منزل كرديم. بسيار منزل پاكيزه باصفايى است. نان در اينجا يك من شاه سه هزار است. تخم [مرغ] دانهاى يك پول. قران هفتاد پول است كه هفتاد نيم شاهى باشد. انگور فراوان است. ميوه ديگر نديديم. حصار در دامنه كوه واقع است. باصفا و پر اشجار است. حمام و دو سه مسجد دارد. حاكمش مؤيدالدوله و اصل خود آبادى خالصه شاهى است و محمد عليخان سرتيپ ملقب به صمصامالممالك خريده است، و اربابش حالا اوست، و نائبالحكومه مؤيدالدوله چند روزى است كه وفات يافته. و اينجا هم سر سلطانآباد است.
ملاى اينجا آخوند ملاعلى است. عند الورود آمد منزل ما. صاحب [316] منزل هم پر بد آدمى نيست. متعارف است. ذكر شد كه كوههاى اينجا كتيراى زياد از آنها به عمل مىآيد. از كرمانشاه آدم مىآيد، اجاره مىكند و حمل مىكند و به فرنگىها