259اوست. حاكم اماناللهخان پسر سارى اسلان خان است. كاروانسرايى و مسجد بزرگى بالنسبه در جنب آن و حمامى نزديك آن از بناى اجداد آنها است. كنگاور هم تيول آنهاست. سر جايى نيست. كسى گفت: سالى سه هزار تومان از آن برمىدارند. اين قصبه در بلندى واقع است؛ اما صحرا و مزارعش، در گودى است. بسيار خوشنما و باصفا است. نقارهخانه دارد. طبل يك و دو و سه به تفصيل مىزنند. گزمهها سر هر گذرى ايستادهاند و شبگردى مىكنند. هركس را ببينند مىگيرند؛ اگر چه خود حاكم باشد.
روز يكشنبه پانزدهم [جمادى الاولى]، اول صبح از كنگاور كوچ كرديم. پنج فرسخ راه آمديم. اول ظهر بلكه از ظهر گذشته رسيديم به فرسبه. در سراى شخصى منزل كرديم، در اطاق نوساز، به قاعده خوبى. بد منزلى نيست اين منزلها، همه وجه كرايه دارد. از هر نفرى دست كم صد دينار مىگيرند. قران از كرمانشاه تا اينجا همه جا چهل شاهى است.
راه امروز بسيار هموار و خوب بود، و همه جا آبادىها و آبهاى جارى بود، و متصل مردم در رفت و آمد بودند. اين راه كربلا، همه جاش مثل كوچههاى شهر، معمور مىماند. به فاصله كمى به قهوهخانه و آبادى مىرسى و متصل خلق از هر قبيل در اياب و ذهابند. بسيار راه مأنوسى است. آدم به تنهايى بدون وحشت مىتواند بيايد و برود.
روز دوشنبه شانزدهم [جمادى الاولى] دو بيشتر به صبح مانده از فرسيه حركت كرديم. چهار فرسخ راه آمديم. سه از روز برآمده، رسيديم به [314] كاروانسراى دنب شاتر. بعد از ظهر باد عظيمى به تكرار برخاست و هوا را مثل شب تاريك كرد و ابر شديدى و رعد و برق عظيمى پيدا شد. خيلى وحشت داشت؛ اما بارانى چيزى نيامد. طرف غروب هوا خوب شد. نان آنجا گيرمان نيامد. شب را به چلو و تخم مرغ اكتفا كرديم. تخم خيلى ارازن بود. دوازده دانه گرفتيم به شش شاهى كه چهل شاهيش يك قران است.
دولت آباد - پرى - حصار
روز سهشنبه هفدهم[جمادى الاولى]، سه به صبح مانده از اين منزل حركت كرديم براى دولتآباد. تخميناً چهار فرسخ راه آمديم. دو از روز برآمده، رسيديم در