245متفرقه از همه جا و اغلب بلاد مىدارد. مرد جهان ديده و دنيا گشتهاى است؛ اما چه فايده كه اين حرفها به كار نمىخورد و اگر بر همّ و غم و كسالت نيفزايد، كم نمىكند، و آن صحبت مقصودىكه صحبت آل محمد - عليهمالسلام - و اولياى ايشان و علوم و اخبار ايشان باشد در اين راه، در اين مدت از احدى نشنيديم و نديدم كسى را كه طالب شنيدنش باشد. بسيار بسيار به اين واسطه ملولم. اللهمّ نجّنا من الهمّ و الغمّ الذى نحن فيه و ارزقنا صحب الاخيار و جنبّنا عن مصاحبۀ الاشرار.
روز سهشنبه چهارم [ربيع الثانى] در همانجا مشرّف بوديم. صبح را بعد از غسل مشرّف شديم. عصر را هم خيال داريم اگر خدا بخواهد در راهى كه مشرف [292] مىشويم كه راه بازار است، قبر مرحوم سيد رضى و مرحوم سيد مرتضى - عليهماالرحمه - مىباشد، آنها را زيارت مىكنيم و فاتحه مىخوانيم. در خانه خودشان دفن هستند. قبر مرحوم سيد مرتضى در راستاى بازار است، و قبر مرحوم سيد رضى از راستا، وقت رفتن به حرم محترم، به دست چپ، چند قدمى مىگردد. از قبر سيد مرتضى كه مىگذرى مىرسى به قبرى ديگر. مىگويند قبر ملاحسين كاشفى است كه با عامه عداوت زياد داشته و رد بر آنها مىكرده، و آنها با او عداوت زياد دارند، و قبرش از آنها پنهان است. به اسم ديگرى خوانده مىشود، و بالاى سر بقعه او اسم ديگرى نوشته شده است!
عصرى حاجى ميرزا رفيع نايينى آمدند. يك ليره از من طلبكار بودند. در مدينه طيبه قرض داده بودند، به ايشان الحمدلله رد كردم. خدا كند از بركت حضرت كاظم - عليهالسّلام - خودمان معطل نشويم. عجالتاً كه وجهى كه به عجم برسيم نداريم، والحكم لله و الامر اليه و لاحول و لاقو الاّ به.
روز چهارشنبه پنجم [ربيع الثانى] نيز در آن ارض مقدسه مشرف بوديم. روز بسيار گرمى بود، و به خصوص منزل ما گويا گرمتر از جاهاى ديگر. نصيب ما در اين سفر در اين جاهاى گرم، بيشتر منازل گرم بود. خدا باقى منازل را بخير بگذراند. خوشوقتى من در اين سفر همان وقتى بود كه در يكى از اين حرمهاى محترم مشرف بودم، و عرض عرايض خود را خدمت آقايان خود مىكردم. مابقى اوقات را برازخ عظيمهاى طى مىكردم. ختم الله عاقب امرنا بالخير و السعاد و السلام.