246روز پنجشنبه ششم [ربيع الثانى] نيز مشرف بوديم. على الصباح، على الرسم، به حرم محترم مشرف شديم. بعد از بيرون آمدن در همان صحن مقدس رفتم منزل ملاغلامحسين شيرازى الاصل مشهدى المسكن كه در همان صحن حجره دارد، و تحصيل علم مىكند. بسيار آدم با جوشش مهربانى است. به يك ملاقات آشنايى زيادى نسبت به حقير اظهار مىدارد. سيدى هم در آنجا بود، خيلى صحبتها از مصر و حوالى آن مىكرد. سكنجبين آورد. صرف كرديم. بعد برخاسته آمدم منزل. امروز چاروادار يزدى ديدهايم كه از راه سامره برويم ان شاءالله به عجم، و ديگر مراجعت به ارض كاظمين - عليهاالسلام - نمىكنيم. دو قاطر را از او كرايه كرديم به سيزده تومان و يك ليره پيش كرايه به او داديم، والله ولىّ التوفيق و هو خير رفيق.
روز جمعه هفتم [ربيع الثانى] در آن ارض مقدسه مشرف بوديم. صبح در منزل غسل زيارت و غسل جمعه كردم، رفتم به صحن مقدس. اول رفتم حجره ساعتساز حضرت كه آقامحمد ابراهيم كاظمينى باشد. ساعتى در اسلامبول گرفته بودم، ايستاده بود، دادم درست كند، يك هزار و دو قمرى دادم كه درست كند، و همانجا نشستم تا درست كرد. گرفته برخاستم، به حرم محترم مشرف [شد]. اين ساعت در كربلا هم ايستاده بود، دادم به آقا ميرزا اسماعيل [294] ساعتساز حضرتى پاكش كرد و سى شاهى اجرت به او دادم. گفت بسيار خوب درست كردم كه ديگر نمىايستد. دو روز بعد از بيرون آمدن در راه ايستاد كه هرچه آن را حركت دادم راه نيفتاد. اين دفعه را نمىدانم جور آن دفعه خواهد شد يا ان شاءالله درست كار خواهد كرد. الحكم لله.
امروز عصر شخصى كه از اهل تربت، از مكه، از طرف شام مراجعت كرده بود، رفتن هم از آن طرف رفته بود، آمد منزل ما، و زياد از اندازه، از راه شام از هر جهتى تعريف مىكرد و گفت وصيت كنيد به كسان و آشنايان خود كه هر وقت بخواهند مكه مشرف شوند، از طرف شام بروند و بيايند، و مىگفت من سرنشين بودم، و دويست تومان از ولايت كه بيرون آمدهام تا اينجا همه مخارج من از هر جهت بيش نشده است، و از همه جهت به من خوش گذشته است، و از قرار گفته، ساير خلقى كه از آن راه رفتهاند يا آمدهاند ظاهراً امر همانطور باشد كه او گفت. بهترين راهها