234شده، و زيارت جامعه را خوانده، بعد مراجعت به منزل نموده، صرف ناهارى كرده، خوابيديم. بعد از نماز ظهر و عصر جناب آقاميرزا على تشريف آوردند. خدمت ايشان مستفيض شديم. بسيار رفيق خوبى است. عصر سه به غروب مانده، روانه نجف اشرف شديم، دو الاغ كرايه كرديم، هر الاغى به سه هزار و از همان راهى كه از جبل وارد شده بوديم، مراجعت نموده، يك ساعت متجاوز از شب گذشته رسيديم به نخيله، همانجايى كه قرنتينه بوديم، در كاروانسراى شمسيه منزل [274] كرديم.
بعد از نماز مغرب، حاجى سيد الوهاب اصفهانى و حاجى ميرزا رضاى سقط فروش احمدآبادى اصفهانى آمدند به منزل ما، و خبر دادند كه براى ميرزا رضاى ما كاغذى و براتى از اصفهان آمده، به نجف نزد ملاعلى عطار در نزد در طوسى. بسيار مايه سرور ميرزا رضا شد. الحمدلله.
روز يكشنبه يازدهم [ربيع الاول] بعد از نماز صبح از نخيله سوار شديم. سه فرسخ راه آمديم. تخميناً سه از روز برآمده رسيديم به خان شور. در سراى سيوم در طويله، روى سكويى منزل كرديم. بسيار هوا گرم بود. بعد از ظهر رفتيم توى آب انبارى كه آب شور داشت به جهت خنكى. خان شور، باغات و اشجار و دكاكين و خانههاى متعدد دارد، و اغلب متاعها و اجناس در آن پيدا مىشود. به خصوص ماست و دوغ فراوان ارزانى دارد. الان چاروادار كه مهدى نام عرب است، الاغ آورده كه بار كنيم. تخميناً قريب سه به غروب داريم. هوا خيلى گرم است. خدا رحم كند.
نجف
روز دوشنبه دوازدهم [ربيع الاول] تخميناً دو زيادتر از آفتاب برآمده وارد نجف اشرف شديم. خدا همه دوستان را روزى فرمايد كه تشرّف به اين آستانه مبارك يابند. ديشب نيم ساعت از غروب گذشته وارد كاروانسرايى شديم كه آن را مصلى مىنامند. تا نجف اشرف سه فرسخ راه است. الاغها خوب تند آمدند. راه بسيار باصفاست. از كربلا تا نجف بيشتر روى مَرقها و كنار آب فرات مرور مىشود. با عصارهاى اصفهانى در خان شور و در اثناى راه بوديم. خدا هميشه با خوبان مصاحبت و مجاورت را قرار دهد و از بدان وانگهى نصّاب، دورى مثل دورى ما بين مشرق و مغرب مرحمت فرمايد.