228شتر ديگرى پيدا كرده بار او را و يك نفر ديگر را بار كردند و ميرزا رضا سواره و او پياده آمدند. تا نزديك غروب ميرزا رضا مرا پيدا نكرد. در كربلا جاى ديگر بار انداخته بود، و من جاى ديگر، آن وقت همديگر را پيدا كرديم. و او رفت بارش را آورد در منزلى كه من پيدا كرده بودم. ما قريب ظهر وارد كربلا شديم. از خلق بسيارى به استقبال و تماشاى حاجىها آمده بودند. راه بسيار باصفا بود. همهاش مرغزار بود. ما از توى مرغزار مىآمديم و كنارش تا بيشتر راه، نهر فرات بود، و گوسفند زياد در اطرافش چرا مىكردند.
گنبد مطهر را در وسط راه حقير ديدم. بعضى از مردم پيشتر ديده بودند. در ابتداى شهر، جمّال ملعون شتر كجاوه را خوابانيد و كجاوه را خواست زمين گذارد. عكامها با او بناى نزاع را گذاشتند. بالاخره او پيش برد. كجاوه را گذاشت و شتر را برد. ناچار كجاوه را بار الاغى كردند و تا منزل كه خيلى هم نزديك بود، يك هزار و ده شاهى گرفتند، و من و حاجى پياده آمديم تا منزل.
منزل خانه حاجى احمد شيرازى بود كه حال مرحوم شده و حاجى محمد حسن نامى از ورثه اجاره كرده، ما از او اجاره كرديم. دالاندار مشهدى محمد نامى است. خانه دو دست است مشتمل بر باغچه و نخل و حوض آب. منزل ما در دست دويم است در اطاق فوقانى كه يك در رو به باغ دارد و يك در رو به خانه. خوب منزلى است الحمدلله. چاى عصر را در قهوهخانه، وقت مشرف شدن به حرم محترم خورديم. پيالهاى به دو شاهى. بد چايى نبود. قريب به غروب مشرف شديم و قريب به دو از شب گذشته برگشتيم به منزل. قيمت اجناس هم خوب است. يا به قيمت اصفهان است يا قدرى ارزانتر. هر نفرى به ده شاهى [264] شب و روز اگر قناعت كند خوب مىتواند سر ببرد. همه هم خوب و فراوان است. از مشهد مقدس فراوانتر و ارزانتر است. هوا گرم است، اما نه به اندازهاى كه سابق گرم بود از شهرها و منزلهاى پيش گرمتر است.
روز سهشنبه بيست و نهم [صفر] در ارض كربلا بوديم. جاى همه دوستان خالى. حيف كه اين ايام منقضى مىشود. وقت چاشتى ملاهاشم قارى مشهور به شيشهبر ديدن آمد. خبرهاى تازه خيلى داشت كه بعضى مايه حزن بود و بعضى مايه سرور. نان و ماست و خيارى با هم خورديم و او رفت. امروز خاكم به سر، هنوز توفيق