224مىگيرند. علاوه توقع تعارف و دستى دادن هم دارند. نمىدانم اين اشخاصى كه به صد تومان و كمتر نيابت مىگيرند، چه خاكى در اين راه به سر مىكنند.
هوا امروز بسيار گرم بود و پيش از ظهر تا عصر تنگى، باد بسيار گرم شديدى مىآمد و شب اول شب زياد گرم بود. آخر شب خيلى خنك شد.
روز سهشنبه بيست و دويم [صفر] در همان شبچه بوديم. لنگ [256] كردند به جهت آنكه تعارف امير را و وجه كرايه جمالها را از حاجىها تمام و كمال دريافت كنند. عصر مىگويند حركت مىكنند. ديشب هوا بد نبود. امروز هم تا حال كه قريب چهار از روز برآمده بد نيست. حُسن كلى اين منازل از مكه تا اينجا اين است كه مطلقاً نه روز مگس بود و نه شب پشه. الحمدلله از اين دو عذاب آسودهايم. قند و چاى و آرد و برنج و روغن ما چند منزل است كه تمام شده و به استقراض مىگذرانيم.
روز چهارشنبه بيست و سيوم [صفر] نيز در شبچه بوديم. كسى گفت امروز ماندهاند تا تتمه وجه امير و جمالها را از مردم بگيرند. مىگويند عصر حركت مىكنند. ديشب و امروز هوا زياد گرم بود. ديشب روى واز خوابيديم. امروز نسيمى مىآيد. اگر نيايد گرمى زياد از اندازه اثر مىكند.
امروز گوشت را حقهاى چهار هزار مىگفتند. ديروز نان آورده بودند دانهاى يك قران مىگفتند. چايى را با آنكه سياه است، مثقالى پنج پول مىگويند. از كثافت و چرك نزديك است هلاك شويم. خداوند به حق محمد و آل محمد - عليهمالسّلام - نجاتى عطا فرمايد. در اين سفر به همه جور صدمهاى راضيم، در صورتى كه خدا از فضل خود حج و عمره و زيارات ما را قبول فرمايد. با آنكه الحمدلله صدمه چندانى هم نبود و از همه سفرها به ما خوشتر تا حال گذشته.
روز پنجشنبه بيست و چهارم [صفر] نازل شديم در بيابانى كه نه آب داشت و نه آبادى. از شبچه دو به غروب مانده بار كرديم، و شب را بالتمام در راه بوديم و روز پنجشبه تا شش به غروب مانده نيز در راه بوديم، و سر شش در اين بيابان نزول كرديم و چادر زديم. تخميناً بيست فرسخ راه آمديم. راه همهاش الاّ كمى، سنگلاخ و سخت بود؛ به خصوص اول منزل تا قريب به آخر، درخت سدر در راه بسيار ديده شد. به خصوص چند قطعه كه پر بود از آن و بته نيز زياد بود. منزل هم بته دارد و از آن بتهها مردم