220هم فراوان است. آبش بد نيست. شيرين است و اگر كثيف نباشد، خوشگوار است. هواش مثل هواى جبل مىماند، بلكه همه اين منزلهاى كه آمديم هوايش خوب بود. شبها بسيار خنك بود كه بىروانداز كُلُفت نمىشد بخوابى، و روزها باد خنكى مىآمد، و به خصوص پيش از ظهر و بعد از ظهر شدت داشت، و رو به شب تخفيف مىيافت. اين عربهايى كه از جبل شتر كرايه دادهاند از هر حاجى براى هر شترى كه به او كرايه دادهاند، دو هزار و ده شاهى حق الذهاب مىگيرند. مىگويند اين تحميل را حاجى سيفالدوله اوقاتى كه به حج آمده بر مردم گذاشته، به جهت آنكه اين جمّالها، هم خوراك [250] نشوند با حاجىها و مطالبه خوراكى نكنند؛ مثل آنكه عربهاى حربى مىكردند. در حقيقت اين جمّالها هيچ دخلى به عربهاى حربى ندارند. هم ا زجهت چشم و دل سيرى كه نزديك احدى به جهت خوراكى نمىآيند، و هم از جهت سر و وضع. همه پيراهنهاى عربى سفيد در بردارند، و روش عبا دارند، و بر سر جفيه و عقال، بلكه از بعضى بوى مُشك هم استشمام مىشد؛ اما همه سنى هستند، و هر دو نفرشان كه جايى باشند بسا آنكه با هم نماز جماعت كنند، چنان كه بعضى را خودم ديدم.
امروز صبح چون نان نداشتيم و هنوز خميرمان ور نيامده بود، آش رشته بسيار خوبى بهتر از آش رشته پيش ميرزا رضا طبخ داد. برادر حاجى ميرزا اسدالله نايينى هم حاضر بودند، ميل كردند.
زباله
روز پنجشنبه هفدهم [صفر] تخميناً سه چهار ساعت به غروب مانده بار كرديم براى منزل زباله. تمام شب را راه رفتيم، و روز را تا ربعى به ظهر مانده در راه بوديم. گفتند زياده از بيست فرسخ راه آمدهايم. شتر ما سه چهار مرتبه خوابيد كه لابد شديم قدرى پياده با پاى برهنه آمدم، و قدرى را ميانه دو تاى كجاوه روى جهاز سوار شدم، و هم كجاوهايم پياده آمد. خدا رحم فرمود. تخميناً زياده از فرسخ به منزل مانده صاحب شتر را ديديم، واداشتيم شترش را عوض كرد. راه بيابان صاف يكدست يكنواخت بىپستى و بلندى بود، بتههاى زياد داشت. غالب راه خاك و ريگزار بود. درخت سدر بسيار در آن بود.