219كمتر به منزل مانده، زمين، كوه و سنگلاخ بود؛ اما كوه متساوى با زمين، نه كوه بلند. نوعاً از جبل كه بيرون آمديم نه در اطراف و نه در خود راه كوه بلندى نديديم. اگر چيزى در اطراف ديده مىشد بسيار كوچك و كوتاه بود و بعضى جاها كه مطلقاً نبود؛ به خصوص هرچه نزديكتر به نجف مىشديم.
لينه هم بيابانى است كه [248] چندين چاه آب دارد و بس. چاهى را گفتند كه از يكپارچه سنگ است تا ته. در توى كوه در آوردهاند. آبش هم يعنى آب لينه هم شيرين است، اما باز كثيف است، ولى نه به كثافت منزل پيش. زمينش زيرش سنگ و كوه است كه ميخ چادرها مطلقاً در آن فرو نمىرود و روش ماسه و پارههاى سنگ است.
اعراب زياد هم در آن جا چادر زدهاند. چادر حاجىها يا در ميانه چادرهاى آنها زده شده است يا نزديك به آنها. چيزى كه آوردند از براى فروش، پشكل شتر و هيزم و روغن زياد بود.
گوسفند زياد هم مىآورند؛ اما چيز ديگر يا ندارند يا هنوز نياوردهاند. در هر صورت منزلهاى بسيار سختى است. خدا به زودى خلاصى عنايت فرمايد.
روز چهارشنبه شانزدهم [صفر] نيز در لينه بوديم. چون ميان راه جبل و نجف است و بسيارى از شترها را تا آنجا كرايه كرده بودند كه بايد از آنجا پس جبل بروند، و مجددا شتر از آنجا كرايه كنند؛ و ديگر آنكه منزلهاى از آنجا به نجف خيلى طولانى است. به جهت آسايش شترها و مردم، امروز را لنگ كردند، يا علتى ديگر داشته كه ما ندانستهايم. بناست كه امروز عصر بار كنند و مىگويند بايد تا فردا بعد از ظهر راه رفت.
از قرارى كه ذكر مىشود، لينه چاه زيادى دارد. مىگويند هزار چاه دارد. هر چادرنشينى چاه مخصوصى دارد. چنان كه هر كسى در خانه خود چاه مخصوصى دارد و رخنه به ساير مردم و حاجىها نمىدهند. بايد مردم از چاههاى عمومى آب ببرند و هر چادرنشينى ذكر شد كه هفده، هيجده شتر دارد. گوسفند زيادى هم دارند. ماديان و اسب هم دارند كه بعضى از اسبهاشان را به جهت فروش آورده بودند. الاغ سفيد و غير سفيد هم زياد دارند. بعضى براى فروش آورده بودند. روغن و كشك