73
اولا: آيه مربوط به دعا است نه شفاعت. بنابراين، از محلّ بحث خارج است.
ثانياً: اگر اين آيه دلالت كند بر اينكه طلب شفاعت از غير خدا جايز نيست، بايد دعا را هم شامل شود؛ يعنى بايد دلالت كند كه طلب دعا از غير خدا نيز جايز نيست؛ چرا كه هر دوى اينها دعا براى غير خداست و آيۀ ... فَلاٰ تَدْعُوا... شامل هر دو مىشود و حال آنكه وهابىها طلب دعا از غير را جايز مىدانند.
بنابراين، چه فرقى است ميان اين سخن، كه به كسى بگوييم: «يا فُلان اشْفَع لِي»، يا اينكه گفته شود: «اُدْعُ لِي»؟ اگر دومى (ادْعُ لِي) جايز است، اولى (اشْفَع لِي) نيز بايد جايز باشد و اگر اشفع لى جايز نيست ادع لى نيز نبايد جايز باشد!
دلايل منكران شفاعت:
وهابىها براى رد شفاعت، به دو دليل تمسّك نموده و بر حرمت آن استدلال كردهاند:
1 . درخواست شفاعت از غير خدا شرك است!
استدلال وهابيان بر اين مطلب اين است كه گفتهاند:
درخواست شفاعت از غير خدا عبادت اوست و عبادت غير خدا، به يقين شرك مىباشد. پس نتيجه مىگيريم: