72ندارد مگر با دو شرط :
الف - «مشفوع له»؛ كسى كه مىخواهند شفاعتش كنند، بايد «مرتضى»؛ يعنى مورد رضايت خدا باشد.
ب - «شفيع» و شفاعت كننده بايد مأذون از طرف خدا باشد. هرگاه يكى از اين دو شرط موجود نبود، شفاعت غير ممكن خواهد شد. بنابراين، معناى ...لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً ؛ يعنى هيچكس بدون اذن و اجازۀ او حق شفاعت ندارد و نمىتواند از كسى شفاعت كند؛ چنانكه بسيارى از مفسّران اهل سنّت، مانند طبرى نيز همينگونه معنا كردهاند. 1 آيات 23 سورۀ سباء، 109 طه و 26 نجم نيز آن را تأييد مىكنند؛ يعنى هيچكس جز ذات پروردگار، مالك حق شفاعت نيست مگر اينكه خدا اين حق را به ديگرى واگذارد و او بتواند شفاعت كند.
با اين توضيح، دانسته شد آنچه كه وهابىها خواستهاند از اين آيه استفاده كنند كه: شفاعت مخصوص خداست و از هيچ مخلوقى نبايد طلب شفاعت كرد، نا بهجا و نادرست است؛ زيرا نه خود لفظ ، آن را تأييد مىكند، نه عرف، نه آيات ديگر و نه هيچ يك از مفسّران چنين نظريهاى دادهاند.
آيۀ دوم:
... فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً .
استدلال به اين آيه نيز درست نيست؛ زيرا