51به پشت يكديگر دهند)»
همان « تحدّى 1» به لفظ و نظم و نحوۀ بيان قرآن است و نه چيزى خارج از آنها 2، پس اين آيات به « تحدّى » نسبت به اخبار غيبى مربوط به كائنات (خبرهاى پنهانى در ارتباط با كون و سازمان آفرينش) و نسبت به خبرهاى غيبى (بشرى) كه تصديق آنها پس از گذشت روزگارى بعد از نزول قرآن، تحقّق مىيابد و علومى كه اعراب مورد خطاب قرآن، آنها را درك نمىكردند و نيز چيزى از معنانى و مفاهيمى كه ارتباط و اتّصالى به « نظم و بيان قرآن » ندارد، مربوط نمىشود.
2- اثبات دليل نبوّت و تصديق دليل وحى و اينكه قرآن مثل تورات و انجيل و زبور و ديگر كتب آسمانى، از جانب خداوند متعال فرو فرستاده شده، هيچكدام از اينها دلالت بر اين ندارد كه « قرآن معجزه » است و گمان ندارم كسى بتواند ادّعا كند كه مثلاً تورات و انجيل و زبور به مفهوم متداول و معناى معروفى كه در شأن « اعجاز قرآن » مطرح است، كتبى هستند كه از « خصيصۀ اعجاز » برخوردارند، آنهم تنها بدين سبب كه كتب آسمانىاند و از نزد پروردگار جهان نازل گرديدهاند؟
اين، روشن و طبيعى است كه عرب به مجرّد گوش فرادادن به قرآن درصدد مطالبۀ شناخت دليل نبوّت رسول الله(ص) باشد و بخواهد برهان صدق وحيى را كه پيامبر(ص) آورده است، بفهمد. نه آنكه در پى تحقيق از دلائل قرآنى باشد كه مورد بحث و جدال قرار مىگرفت تا برهانى بر توحيد و يگانگى خداوند و يا تصديق نبوّت