50آنها با « اسلوب قرآن »، موضوعى است كه به آن اوّلاً علم « اعجاز قرآن » و ثانياً. علم « بلاغت » مىگويند.
براى محقّقى كه مىخواهد پيرامون « اعجاز قرآن » تحقيق كند، چارهاى نيست جز اينكه قبل از ورود در اين مسئله و پژوهش دربارۀ آن، به تبيين دو حقيقت عظيم بپردازد و براى اينكه اين دو حقيقت بهم خلط نشوند، ميان آنها در شكلى روشن، فصل و فرق قائل شود و ميان وجوه مشتركى كه بين آن دو وجود دارد وجه اساسى افتراق را در پرتو بارزترين و روشنترين « وجوه تميز و افتراق » درك كند.
اين دو حقيقت بزرگ عبارتند از:
1- الفاظ و عبارات و تاريخ قرآن بر «اعجاز» آن دلالت مىكند، و اين همان برهان پيامبر اكرم(ص) است كه بر صدق نبوّت خويش اقامه كرد. و اينكه وى فرستادهايست از جانب خداوند و اين قرآن به او وحى شده است.
جالب توجّه اينكه شناخت رسول خدا(ص) نسبت به « اعجاز قرآن » از همان ناحيه و از همان وجهى بود كه ساير مسلمانان عرب و مؤمن به « نبوّت و وحى »، از قوم وى، آن را مىشناختند. و از همين رو « تحدّى » آمدۀ در « آيات تحدّى » مانند آيۀ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيٰاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ* فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّٰهِ وَ أَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ 1
«يا مىگويند اين قرآن را به دروغ (به خدا) نسبت مىدهد، بگو اگر راستگو هستيد ده سوره مانند آن را برساخته، بياوريد. پس اگر شما را (در اين تحدّى) اجابت نكردند، پس بدانيد كه (قرآن) به وسيلۀ علم خداوند نازل گرديده و اينكه نيست خدايى جز او، پس آيا شما تسليم شوندگانيد؟»
و آيۀ:
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلىٰ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هٰذَا الْقُرْآنِ لاٰ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كٰانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً 2.
«بگو اگر انس و جن جمع شوند تا اينكه همانند اين قرآن را بياورند، (نخواهند توانست) مانندش را بياورند، و اگرچه برخى از آنان بعضى ديگر را پشتيبان باشند (پشت