370
قرآن و شخصيّت پيامبر (ص)
پس از تبيين و توضيح دربارۀ استقلال « پديدۀ قرآنى » و موضوع آن نسبت به « شخصيّت محمّد (ص)»، در اين فصل كوشش خواهيم كرد تا در مورد ناهماهنگىهاى موجود و آشكار ميان گرايشهاى طبيعى پيامبر(ص) با آنچه كه در خلال دريافت وحى بر او عارض مىگشته به بحث بپردازيم.
بررسى اين تناقض و ناهماهنگى، به خصايص ظاهرى كه ما تاكنون به تبيين و اثبات آن در قرآن پرداختهايم، يعنى موضوعيّت و استقلال قرآن در ارتباط با « شخصيّت محمّد (ص)»، روشنى بيشترى مىبخشد. نخستين نمونه براى اثبات اين ناهماهنگى آيۀ111 از سورۀ «طه» مىباشد:
« ومشتاب به قرآن پيش از آنكه گذرانده شود به سوى تو وحى آن 1»...
پيامبر(ص) در آغاز رسالت خود و در حالت دريافت وحى، حافظهاش را به سختى بكار مىگرفته تا بتواند آيهها را به همان گونه كه نازل مىشد، حفظ نمايد. اين حالت، غريزى و ناگهانى بود، مانند فردى كه به سخن ديگرى گوش مىسپارد تا بتواند سخن او را حفظ كند و براى اين مقصود گفتار متكلّم را در ضمير خود تكرار مىكند. بنابراين تكرار در حقيقت تمرينى غريزى و اساسى براى حافظ بهشمار مىرود و به اين خاطر به طور طبيعى از خود همين ذات، در هر درجه از آگاهى كه باشد، سرچشمه مىگيرد. بلكه گاهى مىتوانيم مثلاً سخنانى خيالى محض را در خواب تكرار كنيم، امّا حالت دريافت وحى مانند حالت ميان بيدارى و خواب نيست. بهخصوص در مورد شخصيّت محمّد(ص) كه شايد بهطور ناگهانى به طريقى ارادى به تمرين دادن حافظهاش همّت مىگماشته، به گونهاى كه در اين حالت قسمتى از آزادى و آگاهى خود را حفظ مىكرده است. اين نكته در ساختمان جسمى و بدنى او كاملاً مشهود بود. چون وى در وقت نزول وحى به حالت نشسته قرار مىگرفته و يا در تفكّرات و تعمّقات خود در آن هنگام، به كار تكرار آيات وحى شده مىپرداخته است.