289قبول اين نكته، يعنى بررسى و پژوهش دربارۀ مسايل مسيحيّت و منطبق كردن آنها بر مسايل اسلامى، متأسّفانه در بعضى از پژوهشها به صورت عادت غالب درآمده است. چنآنكه علاّمۀ شهير « جينوبرت 1» نيز پس از بررسى عناصرى كه آنها را به نام « تطوّر عقيدۀ » يهوديّت و مسيحيّت خوانده است، نتايج اين پژوهش و بررسى را به شيوهاى دور از انتظار بر تطوّر عقيدۀ اسلامى منطبق كرده كه توهّم مىرود مطلب اخير موضوع تحقيقات او بوده است 2!
«مسايل مربوط به آخرت»:
اعتقاد به بقاى روح، اين انديشۀ اصلى فرهنگ توحيدى، نتايجى منطقى همچون پايان جهان، روز قيامت، بهشت و دوزخ بدنبال خود دارد.
اين مسأله از سوى كتب مقدّس عبرى، كه بيشتر در پى به انجام رسانيدن امور اجتماعى اوّلين جامعۀ توحيدى هستند، همچون شعاع كمرنگى مطرح شده است. بعد از آن، انجيل نازل گرديد و توضيح بيشترى دربارۀ اين مفاهيم ارائه كرد، در حالى كه سعى داشت « ايّام الله » را به بنىاسرائيل يادآورى كند. اين مفهوم، در واقع متوجّه جامعۀ توحيدى بود كه در جهت تكامل و تطوّر خود گامهايى برداشته بود. امّا قرآن حدود مسايل مربوط به جهان آخرت را بهطور موثّرترى عنوان مىكند. داستان بقاى روح، در قرآن با چنان لطافت و اسلوبى فوقالعادّه در بلاغت، مطرح گشته و چنان مناظر و تصويرهايى براى آن شرح داده شده كه خشيّت را در دل بندگان جاى مىدهد و به گونهاى است كه حتّى امروزه هم، هيچ انسانى نمىتواند از مشاهدۀ عظيم آن سر باز زند.
منظرههاى قيامت در قرآن از حقايق بارزى برخوردارند. شخصيّتهاى صاحب نقش در اين مناظر سخن مىگويند و ايفاى نقش مىكنند. فرشته، شيطان، ابرار و اشرار همه آنچنان واقعيّت دارند كه نسبت به هيچيك از باريكترين خصوصيّات روانى غفلت روا نگشته و از كلمهاى كه مىتواند هول و هراس آن ساعت بزرگ را بيان كند، فروگذار نشده است.