282اخروى و معاد را شامل گردد. و چه بسا كه دستيابى علم تفسير به اين قلمرو گسترده سبب شود تا مفسّران بهتر بتوانند امتداد و عمق « پديدۀ قرآن » را نظاره كنند.
بر قرآن لازم بود، هنگام وارد كردن انديشۀ مذهبى و مفاهيم توحيديش در زبان عرب پا از حد و مرزهاى سنّتى و كلاسيك ادبيّات جاهليّت فراتر گذارد. در حقيقت قرآن با دگرگون كردن وسايل فنّى بيان، انقلابى بزرگ در ادبيّات عرب بهوجود آورد. به عبارت ديگر از طرفى « جملۀ موزون » را در جاى « بيتى آهنگين » قرار داد و از طرف ديگر انديشهاى جديد همراه با مفاهيم و موضوعات نو مطرح ساخت، تا افكار جاهلى عرب را به جريان فكر توحيد پيوند دهد.
مضافاً بر آنكه اين مفاهيم تنها در آيات قرآن شرح داده نشده بلكه قرآن اين مفاهيم را هضم كرده و آن را تجسّم بخشيده و با تغييرى كه درآن مفاهيم بهوجود آورده آنها را با سطح فكر اعراب جاهلى هماهنگ ساخته است.
يكى از اين مفاهيم، مضمون انجيلى « مُلك الله 1» مىباشد. حال بايد ديد كه آيا اين مضمون در قرآن با همان تعبير آمده است يا نه؟ قرآن اين عبارت را با همان حروف در مفاهيم خود جاى نداده بلكه در قالب شكلى جديد، اصالت اسلامى به آن بخشيده است. زيرا كلمۀ « Royaume »، مترادف آن در عربى (ملك) مىباشد كه در قرآن در شكل « ايّام 2» تبلور يافته است.
بدينگونه قرآن مانع هرگونه اشتباهى مىگردد كه ممكن است از راه ترادف بين الفاظ ( مملكت 3 و ملك 4 و مُلك ) رخ دهد.
نمونۀ ديگر از اين قبيل لفظ « كون 5» بوده كه با مضمونى كه در انجيل دارد تغيير فراوانى پيدا كرده است.
بنابراين قرآن، بدون هيچ ترديدى، موفّق به ساختن مفهومى به نام « ايّام الله 6» گشته كه حتّى ماهرترين مترجمين از احاطۀ برآن ناتوان وعاجزند.
بدين ترتيب مىتوان، اين ملاحظات را دربارۀ همۀ مفاهيم انجيلى ديگرى كه به