222افراد لشكرش تحميل مىكرد. اين همان راهپيمايى عظيم و حيرتآورى بود كه به « دينيه 1» نقّاش، الهام بخش تابلوى جاويدانى گرديد كه در آن نبوغ اين نقّاش آفرينشگر صحرا با روحى مؤمن و سوزنده پيوند خوده است.
محمّد (ص) به اعتبار آنكه « پيامبر » است، پيوسته در سلوك شخص حقيقى خود گام برمىداشت. او ساعات بسيارى از شب را به انجام نوافل مىگذراند،امّا با اين وجود هيچوقت اصحاب خود را بر انجام چنين عباداتى مجبور نمىساخت.
او با آنكه « رهبر » بود هيچگاه خود را بر اصحابش برترى نمىداد، بلكه سلوك شخصى محمّد(ص) حد و مرز توان بشرى را در نظر آنان جلوهگر مىساخت. ياران وى در مدينه بناى اوّلين مسجد را كه بر « اساس تقوا و خشنودى الهى » پايهريزى مىگشته بنامىنهادند 2، پيامبر(ص) نيز همچون ديگر اصحابش سنگها را بر دوش مىكشيد. هر كدام از آنها يك سنگ بر دوش مىگرفت و در اين ميان محمّد(ص) به يكى از اصحاب مؤمنش - عمّار ياسر 3- نظر نمود كه هر بار دو سنگ بر دوش خود مىگذاشت! پيامبر (ص) براى تشويق عمّار او را خطاب كرده فرمود: « براى همۀ اينان يك اجر و براى تو دو اجر خواهد بود 4».
ساير موقعيّتها، اينچنين به او فرصت مىداد تا صحابۀ خود را دلگرمى داده و در بسيارى از موقعيّتها فرصت مىيافت تا ياران خويش را تشجيع نموده و به آنان تعليم و آموزش دهد.
او نمىخواست از چيزى غفلت ورزد تا مبادا صفا واخلاص اصحابش را لكّهدار نموده، و يا تلاشهاى آنان را خدشهدار كند. او در مقابل كجرويها ايستادگى مىكرد، مخصوصاً اگر اين اشتباهات در پيشبرد رسالت او همچون معجزهاى تلقّى مىشد. به نظر مىرسيد كه او در تلاش آن بود تا اذهان يارانش را از « معجزههاى معمولى » كه تنها برانگيزندۀ احساسات زودگذرند، دور نگهدارد.