221مىآموخت و با اين رهبرى دو بُعدى و پيشوايى مزدوج توانست بزرگترين، پاكترين و آگاهترين فاتحان را از ميان جامعۀ اسلامى به تاريخ بشريّت عرضه كند، فاتحانى كه در آن زمان از كاملترين چهرههاى نورانى و درخشان بهشمار مىآمدند.
پيامبر(ص) تنها افراد مؤمن و پرهيزگار تربيت نكرد، بلكه در كار ساختن روحيههايى درخشان و عقولى نورانى و ارادههايى پولادين بود. او درك مسئوليّت و شهامت اراده را در هر انسانى رشد مىداد و فضيلت و فرزانگى را در سادهترين صورتها بزرگ مىنمود و بالاخره مشوّق تمامى افراد جامعۀ اسلامى در پيروى از « الگو »ى سبقت و مسارعه بسوى خير بود 1 و خود به عنوان « اسوه » به فرمان قرآن كريم پيشاپيش اين مسابقه و مسارعه قرار داشت 2.
هنگامى كه پيامبر(ص) افراد خود را به سوى « تبوك 3» رهبرى مىكرد، به نظر مىرسيد كه قصد او از اين هدف ساده، فراتر رود. گذر از صحراى عربستان، آنهم در شدّت گرماى فصل تابستان و اجبار ياران تشنهاش به ادامۀ حركت، كه رنج و سختى راه داشت آنان را از پاى مىانداخت، بدون آنكه حتّى اجازه داشته باشند در كنار « چاههاى مدين » اندكى اتراق كنند، اينها همه تنها برخاسته از بكارگيرى روشهاى نظامى و فنون جنگى نيست، بلكه از آموزش و تربيتى عالى سرچشمه مىگيرد. علاوه بر اين، پيمودن چنين راهى كه در نوع خود بىهمتاست از خودسازى جسمى و روحى ياران پيامبر(ص) در آن واحد حكايت مىكند تا آنها بتوانند به اين وسيله، آمادگيهاى لازم جهت سفرهاى دور و دراز و طاقتفرساى جنگى در گوشه و كنار جهان را كسب نمايند.
محمّد (ص) خود نيز در طول اين سفر جانفرسا، تحمّل كنندۀ فشارهايى بود كه بر