57از روى تكريم و بزرگداشت انجام مىشود متمايز گردد.
(در بخش سوّم، ملاك پرستش بحث خواهد شد.)
صفات ذات و صفات فعل
صفات خداوند دو قسم است: ذاتى و فعلى.
مقصود از صفات ذاتى، آن است كه ذات خداوند به آن متصّف مىشود، مثل اين كه خداوند، عالم و قادر است.
مقصود از صفات فعل، آن است كه ذات خداوند به لحاظ صدور برخى كارها از او، به آن صفات موصوف مىشود. به اين عنوان كه جهان را آفريده است، «خالق» است و به اين سبب كه به مردم روزى مىدهد «رازق» است.
صفات ثبوتيه و سلبيه
صفات خداى سبحان به صفات ثبوتيه و سلبيه تقسيم مىشود.
مقصود از اول، صفاتى است كه از كمال حكايت دارد، مثل اينكه خداوند، عالم و قادر است. و مقصود از صفات سلبيه، منزّه دانستن ذات خدا از صفاتى است كه از نياز و نقص و فقر حكايت مىكند.
به تعبير ديگر: خداوند، صفات جمال و صفات جلال دارد. صفات جمال حكايت از كمال ذات دارد و ذات خدا به آنها وصف مىشود، صفات جلال از كاستى حكايت دارد، پس از خدا نفى مىشود. با اين حساب، خداوند نه جسم است، نه جسمانى است، نه محلّ چيزى قرار مىگيرد و نه در چيزى حلول مىكند، چرا كه اين صفات، همراه با نقص و نياز است (مثل حلول در چيزى) يا مستلزم تركيب است (مثل آنكه