181اهل لغت اشاره مىشود:
خليل، ازهرى و راغب، غُنم را چيزى دانستهاند كه انسان به دست مىآورد، دستاورد، آن چه بىمشقت به دست مىآيد، هر چه كه از دشمن يا ديگرى به دست مىآيد. 1
ابنفارس، اين واژه را به معناى دست يافتن به چيزى دانسته كه قبلاً مالك آن نبوده، سپس مخصوص به چيزى شده كه از مشركين گرفته مىشود. 2
كاربرد اين كلمه در قرآن و حديث نبوى هم در مطلق چيزى است كه انسان به دست مىآورد.
قرآن كريم، واژۀ «مغنم» را در موردى به كار برده كه انسان چيزى به دست مىآورد، هر چند از راه غير جنگ، بلكه از طريق كار عادى دنيوى يا اخروى باشد و از آن با تعبير «مغانم كثيره» ياد كرده است. 3 در رواياتى هم كلمۀ مغنم و غنيمت و غُنم به كار رفته كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله آنها را در معناى بهشت، آثار ماه رمضان به كار برده است.
از مجموع كاربردهاى اين كلمه در قرآن و حديث و كتب لغت و استعمالات عرب بر مىآيد كه معناى آن مطلق دستاورد انسان است، چه از دشمن يا غير او. در دورههاى اخير، به عنوان يك اصطلاح شرعى در مورد غنايم جنگى به كار رفته است و آيۀ ياد شده در اولين نبرد مسلمانان، تحت فرمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نازل شده است و اين كاربرد، تطبيق مفهوم كلى آن بر يك مورد خاص است.