130كردند، يعنى عمر بن خطاب و ابوعبيده از مهاجران و بشير بن سعد و اسيد بن حُضير از انصار. بزرگان صحابه و چهرههاى شاخص، مانند امام على بن ابىطالب، مقداد، ابوذر، حذيفة بن يمان، ابىّ بن كعب، طلحه و زبير و دهها نفر ديگر از صحابه در آن مجلس حضور نداشتند. خزرجىها هم با آن كه در سقيفه حضور داشتند، از بيعت با ابوبكر امتناع كردند. 1 پس هيچ اجماعى بر خلافت ابوبكر، شكل نگرفت.
وقتى وضع تعيين ابوبكر چنين باشد، خلافت ديگران روشن است، چرا كه ابوبكر، عمر را براى جانشينى خود تعيين كرد، جماعتى از صحابه بر اين تعيين و نصب اعتراض كردند. 2 اگر تعيين عمر از سوى ابوبكر صرفاً يك پيشنهاد و معرّفى نامزد بود، جايى براى اعتراض صحابه نبود.
تعيين خليفۀ سوم از راه شورايى مركب از ششنفر صورت گرفت كه از طرف خليفۀ دوم تعيين شدند و اين نوعى تعيين خليفه بود كه ديگران را از مراجعه به آراى عمومى بازداشت.
از جمله موانعى كه تحقق اجماع مسلمين را غير عملى مىسازد، پراكندگى مسلمانان در اطراف دنياست و اين مسأله، كار اجماع بر يك شخص معيّن را محال يادشوار مىسازد.
2. آيا شورىٰ اساس حكومت است؟
برخى از اهل سنت كوشيدهاند ساختار حكومت اسلامى بر پايۀ شورا را به منزلۀ رفراندوم و مراجعه به آراء عمومى ترسيم كنند و به دو آيه استدلال كردهاند: