235ايشان استغفار كنند؛ و حق تعالى وجود رسول را به أمان عالميان خواست اگر حاضر باشد، و اگر غايب بود استغفار مؤمنان كه ابوبكر و عمر استغفار نمىكردند. قال اللّه تعالى:
وَ يٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرٰاراً (هود:52)
وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنّٰاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهٰاراً (نوح:12) استغفار در دين سبب مغفرت است، و توسعه ارزاق و تكثير اموال و اولاد و بساتين و انهار؛ و ذكر عمر در اينجا نيامد.
معمّا كه در كتاب مجتبى وغيره از تصانيف مخالفان آمده كه رسول گفت:
النُّجُومُ أمَانٌ لِأهْلِ السَّمَاءِ وَ أهْلُ بَيْتِي أمَانٌ لِأهْلِ الْأرْض.
قضاعى و غيره از علماى نواصب آوردهاند كهرسول گفت:
مَثَلُ أهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرَقَ،
يعنى: مثل اهل بيت من همچو كشتى نوح است كه هر كس در آنجا نشيند نجات يابد، و هر كس باز پس ايستد غرق مىشود. رسول عليه السلام تمسّك به خاندان خويشتن را سبب نجات فرمود، و تباعُد و تخلّف را [126] از آن سبب هلاكت؛ و ذكر عمر نكرد كه اگر عمر را درجهاى بودى به بركت وى نجات ديگران بودى مثل اهل بيت؛ نه آن كه وى به خويشتن نجات يابد، و جمله سنّيان او هلاك شوند؛ و رسول صلّى الله عليه وآله به وحى سماوى ايمن بود از نزول عذاب، پس نشايد كه اين كلام گويد.
و چون عمر در نزع افتاد، از اعمال خود نامرضى و مقبول واويلا واثبورا درگرفت و مىگفت: يا لَيتني كنتُ تُرابا يا ليت أُمّي لم تَلِدني، يعنى: اى كاشكى مادر من مرا نزادى؛ و دائماً گفتى: ليتني كنت شَعرةٌ في صدر أبيبكر، [المسترشد: 554؛ تاريخ دمشق: 343/30؛ استيعاب:1150/3] يعنى: كاشكى من مويى بودمى در سينه ابوبكر. تمنّا مىكرد كه مويى بودمى در تن ابوبكر. پس ابوبكر به نجات اولىَتر، و ابوبكر سابق از عمر بود به اسلام.
و در روزگار موسى عذاب فَأَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمُ الطُّوفٰانَ وَ الْجَرٰادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفٰادِعَ وَ الدَّمَ (اعراف:133) كه از بنى اسراييل مندفع شد از بركت موسى و هارون بود، و در اين صورت هم رسول بود كه منزلت موسى داشت، و هم